76

کنیه ‏هاى حضرت عباس علیه السلام

در فرهنگ عربى به آن دسته از نام‏هایى که با پیشوند اَبْ (در مردان) و اُمّ (در زنان) همراه باشد، کنیه مى ‏گویند. سنتِ گذاشتن نامى در قالب کنیه براى افراد در میان قبایل عرب، گونه‏اى بزرگداشت و تجلیل نسبت به فرد به شمار مى ‏آید.(۱)

در اسلام نیز توجه زیادى به آن شده است غزالى مى ‏نویسد: «رسول خدا صلی الله علیه و آله اصحاب خود را از روى احترام براى به دست آوردن دل‏هایشان به کنیه صدا مى ‏زند و آنهایى که کنیه نداشتند، کنیه ‏اى برایشان انتخاب مى ‏فرمود و سپس آنها را بدان مى‏ خواند. مردم نیز از آن پس، فرد مذکور را به همان کنیه مى ‏خواندند. حتى آنان که فرزندى نداشتند تا کنیه ‏اى داشته باشند برایشان کنیه‏ اى مى‏ نهاد. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله رسم داشت حتى براى کودکان نیز کنیه انتخاب مى‏ نمود و آنان را مثلاً ابا فلان صدا مى ‏زد تا دل کودکان را نیز به دست آورد.»(۲) در اینجا کنیه ‏هاى حضرت عباس علیه السلام بر شمرده مى‏ شود: [ادامه مطلب]

sajjad002 ata

امام  سجاد على بن الحسین(ع) در رساله جامع حقوقى خود، که سند پرافتخار و گرانسنگ معارف ناب شیعى است، به بیان حقوق مختلفى که بر عهده فرد مسلمان است، مى ‏پردازد. آن بزرگوار حقوق فرزندان و خردسالان را در کانون توجه خویش قرار داده، والدین را با مسؤولیت‏ خطیرشان آشنا مى ‏سازد.

حساسیت و ظرافت موضوع، امام سجاد را بر آن داشت تا در منشور حقوقى ‏اش دو بخش را، با عنوان‏هاى «حق الولد» و «حق الصغیر»، به حقوق فرزندان و خردسالان اختصاص داده، راهنماى تربیتى والدین باشد و شیوه‏ هاى مطمئن و ره توشه‏ هاى تربیتى ماندگار را فرا روى آنان قرار دهد. این مقاله بر آن است تا، ضمن نقل متن کلام نورانى امام(ع) در دو بخش «حق الوالد» و «حق خردسال‏»، در حد بضاعت نگارنده به توضیح و تبیین آن بپردازد.

[ادامه مطلب]

muhammad1

بعثت حضرت خاتم الانبیا محمد مصطفی(ص)، بی تردید، عظیم ترین، تأثیرگذارترین و پر رمز و رازترین پدیده هستی است؛ چرا که خداوند متعال پس از گذشت بیش از ششصد سال از بعثت آخرین پیامبر و طی دوران طولانی فترت، کامل ترین، جامع ترین و متعالی ترین دین را به دست کامل ترین، جامع ترین و متعالی ترین موجود جهان آفرینش بهانسان ها ارزانی داشت و درهای خزائن حکمت و معرفت خود را بر آدمیان گشود.

[ادامه مطلب]

یامحمد

باید اعتراف کرد که ماجراى بعثت پیغمبر با همه اهمیتى که داشته است، در تواریخ درست نقل نشده است. به موجب آنچه در تفاسیر قرآنى و احادیث اسلامى و تواریخ اولیه آمده است، عایشه همسر پیغمبر یا خواهرزادگان او عبدالله زبیر و عروه بن زبیر یا عمرو بن شرحبیل یا ابومیسره غلام پیغمبر، گفته‏اند: جبرئیل بر پیغمبر نازل شد و به وى گفت: بخوان به نام خدایت؛ «اقرا باسم ربک الذى خلق‏» و پیغمبر فرمود: نمى توانم بخوانم؛ «ما انا بقارى‏» یا من خواننده نیستم؛ «لست ‏بقارى‏». جبرئیل سه بار پیغمبر را گرفت و فشار داد تا بار سوم توانست ‏بخواند!

[ادامه مطلب]


خرداد ۵ام, ۱۳۹۳ | تعداد نمایش : 874 | دسته: معصومین
پیامبر غار حرا

زبان،آسان‏ترین وسیله انتقال مفاهیم ذهنى در انسان به شمار مى‏رود وساده‏ترین ابزارى است که آدمى مى‏تواند در حیات اجتماعى،معانى متصوره ‏خویش را مورد تبادل و تفاهم قرار دهد.مساله خطیر تفهیم و تفهم که لازمه زندگى‏اجتماعى است تنها از همین راه است که سهل و ساده انجام مى‏گیرد. لذا خداوندپس از نعمت آفرینش،آن را از بزرگترین نعمت‏ها یاد کرده است الرحمان. علم‏القرآن.خلق الانسان.علمه البیان(۱)،پروردگارى که گستره رحمت او موجب گردید تا قرآن را به انسان بیاموزد،بزرگترین نعمتى را که پس از نعمت آفرینش به او ارزانى‏داشت،نعمت‏بیان بود.

[ادامه مطلب]


خرداد ۵ام, ۱۳۹۳ | تعداد نمایش : 1,646 | دسته: متفرقه, معصومین
برچسب های مطلب : , , , ,
پیامبر

پیامبر در قرآن
خدای متعال در قرآن کریم پیامبر خود را با چهار صفت بسیار مهم  به مردم معرفی می کند:

” لقد جائَکم رَسولٌ مِن انفسِکم عَزیزٌ عَلیهِ مَا عَنِتمْ حَرِیصٌ عَلیکم بالمُؤمِنِین رَوُفٌ رَحیم.”( توبه/ ۱۲۸)

– مردمی است:
چون از مردم است به همه  دردها و مشکلات آنان آشنا است؛ ” مِنْ اَنفُسِکم” – دلسوز است:از هر گونه ناراحتی و رنج و زیان مردم سخت ناراحت می شود؛ “عَزیزعلیه مَا عَنتم”

– علاقه زیادی به مردم دارد:عشق بسیار به خیر و سعادت و پیشرفت و بزرگی و مجد و هدایت مردم دارد؛ “حَریصٌ عَلیکم”

– مهربان و رئوف است:نسبت به مؤمنین مهربانی و رأ فت خاصی دارد؛ ” بِالمُؤمِنینَ رَؤفٌ رَحیم”

[ادامه مطلب]


خرداد ۵ام, ۱۳۹۳ | تعداد نمایش : 1,230 | دسته: متفرقه
برچسب های مطلب : , , , , ,
url

از ابو سعید سهل بن زیاد نقل شده است که: ما در خانه «ابوالعباس فضل بن احمد بن ادریس» بودیم و صحبت از امام هادی علیه السلام به میان آمد. ابو العباس از پدرش نقل کرد که روزی نزد متوکل رسیدم، او را خشمگین و مضطرب دیدم. او به وزیرش «فتح بن خاقان» با خشم و غضب می گفت: این چه سخنانی است که در مورد این مرد می گویی و مرا از اجرای تصمیم باز می داری؟ فتح می گفت: یا امیرالمؤمنین! سخن چینها دروغ گفته اند. و بدین ترتیب تلاش می کرد متوکل را آرام سازد، ولی او آرام نمی گرفت و هر لحظه خشم و غضبش بیشتر می شد تا آنجا که گفت: به خدا سوگند! او را می کشم. او مرتب مردم را [علیه من] می شوراند و می خواهد فتنه ای برپا سازد و چشم طمع به دولت من دارد.

[ادامه مطلب]


اردیبهشت ۱۲ام, ۱۳۹۳ | تعداد نمایش : 1,844 | دسته: سیره, فضائل
برچسب های مطلب : , ,
هادی نقی

برای بررسی رفتار سیاسی امام هادی نخست لازم به نظر می رسد که باید به دوره های زندگی ایشان اشاره کرد . آن حضرت در سن شش سالگی به امامت رسید و چون پیشتر امام جواد علیه السلام در هشت سالگی به امامت رسیده بود از این بابت برای شیعیان در پذیرش امامت او مشکلی پیش نیامد . جز عده کمی که به امامت موسی مبرقع معتقد شدند و پس از مدتی انان نیز به امامت امام هادی (ع) گردن نهادند .رفتار سیاسی خاصی برای امام در این دوره شاید نتوان مثال زد گر چه امام در این سن هم به برخوردهای سیاسی با حکومت وقت پرداخت . امام تا سن ۱۵سالگی معاصر معتصم همان قاتل پدرش بود . گرچه گزارشهای مفصل و حتی مجملی درباره این دوره از زندگی امام در دسترس نیست اما می توان این دوره را با دوره زندگانی امام رضا و هارون و امام کاظم و منصور مقایسه کرد .وجه شباهت این است که ائمه ما پس از شهادت پدرانشان به وسیله خلیفه عباسی از گزند خلیفه قاتل نسبت به خود در امان بوده اند .

[ادامه مطلب]

url

امام هادی – علیه السلام – با آنکه در سامرّاء تحت کنترل و مراقبت قرار داشت، اما با وجود همه رنج ها و محدودیت ها، هرگز به کمترین سازشی با ستمگران تن نداد. بدیهی است که شخصیت الهی و موقعیت اجتماعی امام و نیز مبارزه منفی و عدم همکاری او با خلفا، برای طاغوتهای زمان هراس آور و غیر قابل تحمل بود و پیوسته از این موضوع رنج می بردند. سرانجام تنها راه را خاموش کردن نور خدا پنداشتند و در صدد قتل امام برآمدند و بدین ترتیب امام هادی- علیه السلام – نیز مانند امامان پیشین با مرگ طبیعی از دنیا نرفت، بلکه در زمان «معتزّ»، مسموم گردید[۱] و در رجب سال ۲۵۴ هجری به شهادت رسید و در سامرّا، در خانه خویش به خاک سپرده شد[۲].

 

[ادامه مطلب]


اردیبهشت ۱۲ام, ۱۳۹۳ | تعداد نمایش : 1,879 | دسته: شهادت
برچسب های مطلب : , , , ,
امام هادی2

در زمان کشته شدن پدرش محمد بن علی در بغداد در مدینه حضور داشت و همچون او در کودکی و هشت سالگی به امامت رسید. مطابق وصیت پدرش او وارث دارایی‌های پدر پس از سپری‌شدن صغر سن می‌شد. پیروان محمد بن علی اکثراً امامت او را پذیرفتند؛ اما بعدها گروه کوچکی برادرش موسی را امام دانستند. این گروه پس از آنکه موسی خود را از آنان جدا کرد دوباره پیرو علی بن محمد گشتند.[۲]

وی پیش از خلافت متوکل در آرامش در مدینه می‌زیست. متوکل عباسی برای آنکه بنیان خلافت –به عنوان یک نهاد سنی‌مذهب– را محکم کند[۶] دشمنی آشکاری را با شیعیان آغاز کرد و شروع به آزار و اذیت آنان نمود[۷]. خلافت متوکل و سیاست ضد علوی او برای علی سختی‌هایی به بار آورد.[۵] پس از خلیفه شدن متوکل، حاکم مدینه، عبدالله بن محمد بن داود هاشمی، نامه‌ای به متوکل نوشت و به او در مورد فعالیت‌های علی و پیروانش هشدار داد[۲]. او نوشت که علی در خانه‌اش پول، سلاح و نوشته‌های ممنوعه نگهداری می‌کند[۸][۹]. در جواب علی نامه‌ای به متوکل در دفاع از اتهامات و شکایت از حاکم مدینه نوشت. متوکل حاکم مدینه را خلع و علی را از بالاترین احترام و اعتماد خود مطمئن کرد، ولی از او خواست که با خانواده و خدمه به درگاه او نقل مکان کند.[۲]

[ادامه مطلب]


اردیبهشت ۱۲ام, ۱۳۹۳ | تعداد نمایش : 3,146 | دسته: ولادت
برچسب های مطلب : , , , , ,
صفحه 1 از 212



تمامی حقوق مطالب، برای وب سایت امام علی النقی علیه السلام | حضرت امام هادی|امام دهم شیعیان محفوظ است.
Designer : Naaghi.ir

Emam Naghi